ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
530
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )
الفوائد بدمشق كدور القرآن و الحديث و المدارس ، و از آن ، موضوع كتاب را توان دانست . شاگرد مؤلّف ، ابن طولون كه به زودى از او سخن خواهيم داشت ، كتاب را خلاصه كرده ولى آشنايى ما با كتاب از روى متنى است كه يك دمشقى ديگر از نسل بعد ، به نام عبد الباسط علماوى ( متوفّى به سال 1573 / 981 ه . ) ، مهيّا كرده 4 و مبناى كار سوور در ترجمهء فرانسه همين متن بوده است . پس از آن دوران نيز توجّه به كتاب كم نشد و يك مؤلّف دمشقى ديگر ، از مردم قرن هفدهم / يازدهم ه . ، به نام محمود بن محمّد عدوى ( متوفّى به سال 1623 / 1032 ه . ) ، در تأليف خود به عنوان الإشارات فى أماكن الزيارات از آن مايه گرفته 5 و با اطمينان توان گفت كه كتاب نعيمى در ميان عامّه از همه گزارشهاى دمشق بيشتر شهرت يافته است . با توجّه به تعداد بسيار فراوان مؤلّفات همين رشته كه تاكنون دربارهء آن گفت و گو داشتهايم ، كتاب از لحاظ مضمون و شكل چيز تازهاى ندارد ، بخصوص كه هدف آن از موقعيت دو مؤلّف كاملا روشن است . اگر نعيمى كه عنوان قضا داشت به مسائل مربوط به شغل خود اهميت مىداد ، علماوى در آغاز كار مؤذّن مسجد اموى بود ، پس از آن خطيب يكى از مساجد دمشق شد و اين موضوع را براى مستمعان خود مطرح مىكرد . به همين جهت اصل كتاب و متن متأخر به منظور تبليغ و دعوت به وجود آمده كه نظاير آن را قبلا ديدهايم . لازم نيست از منابع كتاب سخن كنيم . بىگفت و گو نعيمى و علماوى آثار سابق را خوب مىشناختهاند . نعيمى به تعدادى از مؤلّفات مراجعه كرده كه غالبا تاريخى است . 6 علماوى نيز از كتاب ابن شدّاد كه از آن سخن داشتيم مايهء فراوان گرفته ولى در هر مورد كه از آن چيزى گرفته يادآورى نكرده است . از كتاب معروف ابن خلكان نيز استفاده كرده است . 7 نعيمى جزو معروفترين كسانى است كه در فضائل دمشق چيز نوشتهاند ، ولى آخرينشان نيست . در آخر قرن شانزدهم / دهم ه . و دقيقا به سال 1594 / 1003 ه . شمس الدّين ابو العباس احمد بن امام بصروى كتابى با عنوان آشناى تحفة الأنام فى فضائل الشام نوشت . 8 با وجود آنكه نسخههاى متعدّد از كتاب وجود دارد به وسيلهء منقولات سوور 9 با آن آشنا شدهايم . 10 بصروى از كتاب ابو البقاى بدرى ، مؤلّف سلف كه وى را مىشناسيم ، استفاده كرده 11 بنا بر اين تصادف نيست كه دو كتاب در مجموعهاى از نسخههاى خطّى حلب كه در مؤسّسهء مطالعات شرقى هست و در سالهاى 1060 و 1061 ه . / 1650 به وسيلهء كاتبى به نام درويش محمّد بن حسين بسنوى استنساخ شده 12 پهلوى هم افتاده است . از نام كاتب معلوم مىشود كه اهل بوسنى بوده و اين نشان رابطهء استوار نوشتههاى جغرافيايى عربى و تركى در عصر مورد بحث ماست . بىگفت و گو ، در ميان اين گروه بسيار فراوان مؤلّف و كتاب كه بسيار معمولى بودند ،